
اقا و خانم نماينده قابل توجه شما !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوشته شده توسط ميلاد در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 ساعت 10:30 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
سلام به همه ! همه كيان ؟
خوب امروز خواستم يكم تجربياتمو در اختيار دوستان علاقه مند بزارم قبل از اينكه وارد بحث بشيم نكته ائي رو متذكر ميگردم كه تمام مطالبي كه من خواهم گفت مطلق نيست و بر اساس شرايط هر فرد انعطاف پذيره !
چي كار كنيم كه هنگام مطالعه تمركز داشته باشيم ؟ اصلا تمركز لازمه ؟ اصلا چرا ميخونيم ؟ اصلا چرا وجود داريم ؟ اينها همه سوالات جالبين كه با جواب دادن بهشون كلي چيز دستگيرتونميشه
زماني كه ميخواين شروع به مطالعه كنين حتما قبلش محيط خوندن درستون رو مرتب كنين واقعا درس خوندن تو يه محيط نامرتب و شلوغ مثل گل لقط كردن يه كابل سره يه ساختمونه ! زيرا شما با مرتب كردن محيطتون 2 تا هدف رو بهش خواهيد رسيد يك نظم ظاهري 2 نظم در ساختار تفكر و مغزتون....! (البته اگر مغزي وجود داشته باشه )
از يه ساعت مشخص شروع كنيد بصورت الاقورتكي شروع به خوندن نكنيد مثل 8 صبح يا 8 و نيم نه اينكه ساعت 8 بيست و دو دقيقه شروع كني اين باعث ميشه شما امادگي لازم رو پيدا كني !!
از يه قسمت مشخص شرع به خوندن كن نه اينكه مثل كتاب حافظ و سعدي بصورت گرفتن فال كتاب رو بازكني !!
فرصتهاي درس خوندن رو حداكثر يك ساعت و نيمي قرار بدين و نيم ساعت هم استراحت
در نيم ساعت استراحتا سعي كنين به عواقب خوندن يا نخوندن درس فكر كنيد مثلا اگه واسه كنكور ميخوني به اين فكر كن كه در رشته ي دلخواهت قبول شدي و يه مهموني دادي يا به ين فكر كن كه قبول نشدي اما دختر خاله پسرخاله دائي عمو و... قبول شدن در عين حال نزار اينگونه فكرا بهت قالب بشن و تو دلت دلشوره بندازن !
مطلبي رو كه نميفهمي راحت رد نشو چون باعث ميشه در تموم طول مطالعه به فكرش باشي !
يادت باشه اگه امروز درس نخوندي يا اگه 1 روز از برنامه ريزيت به هر دليلي عقب افتادي دليل نداره بقيه روزا رو هم از دست بدي !
خواهشا در هنگام درس خوندن ب فكر معشوق و عاشق اين جور جنگولك بازيا نباشيد
فعاليتائي كه باعث ميشه شما فكرتون منحرف بشه رو تعطيل كنين بعضياااااا توجه كنن كه در هنگام درس خوندن فكرشون تو كامنتاي وبلاگشوون نباشه اگه واقعا هدف دارن اگه واقعا براي هدفشون ارزش قائلند به راحتي در وبلاگشون بزنند اين وبلاگ تا تاريخ فلان تعطيل است يه دل شن براي درس خوندن ميدونم خيلي سخته ميدونم ولي حداقل ميتوني بهش فكر كني من راه حل ديگه ائي براش سراغ ندارم ببين تو پيداميكني
منابع و كتبهاي لازم رو هنگام درسخوندن حتما داشته باشيدددددد اگه نداريد از اولين كتابفروشي بگيريد
اگه براي خوندن درس كتابخونه هم برين ضرر نكردين 1 بار امتحان كنيد
در اخر همه ي اينائي كه من گفتم اگه شما نخواين باورشون كنين اگه امتحانشون نكنين رسما به درده سطل اشغال ميخورن خلاصش اين ميشه كه خودت بايد بخواي ميخواي ؟ ياعلي نميخواي ؟ باز هم ياعلي
نوشته شده توسط ميلاد در چهارشنبه یکم اسفند 1386 ساعت 11:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

عجب تركيب جالبي چند وقت پيش يك شعري گفتم حالا كه اين عكسو ديدم ديدم چه قدر بهش ميخوره ولي هر چي گشتم كاملشو پيدا كنم پيدا نشد در اين اشفته بازار اتاق ![]()
دو بيتش يادم اومد
يك طرفه كوچه غم است يك طرفش جشن و عروسي
به كدامين جرم اينجا غمو انجا جشن و روبوسي
نوشته شده توسط ميلاد در جمعه نوزدهم بهمن 1386 ساعت 11:6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
هر چه گشتم تو هر وبلاگ و هر سايتي ! كنج تنهائي هر كس رو ديدم! ديدم كه ميگويند فلاني لياقت مرا نداشت اما من ميخوام به جرات دراين وبلاگ مجازي در اين كنج تنهائيم بگم من سره دوراهي گير كردم كه بس غريب است اري من ميخواهم بگويم كه من شك كرده ام كه ايا لياقت فلاني رو دارم ؟ اري درست خواندي من خودم را لايق او
نمي بينم ! نه اينكه من بد باشم او زيادي خوب و پاك است ! به قدر واژه ي پاك پاك است اينقدر اينقدر پاك كه مرا بين حيا و عشق خودش محبوس كرده..... ! عجب حبس شيريني ! اما نيميخواهم تا اخر عمرم در اين زندان شيرين سر كنم و به يك بار خبر دهند اري دليل شيرينيه زندانت دليل شيرينيه ديگري شده ! اري نمي خواهم . . . . .. .
ولنتاين نزديك است ! چه روز غريبيست براي ما ! من تو ما ! اري براي همه روز عشاقست و براي ما روز ارزوها ! روزه روياهاي خيس و نمناك ! تنها به خود اجازه مي دهم به او فكر كنم يا بهتر است بگويم تنها كاريست كه مي تونم بكنم ! اخه چرا ؟چرا ؟روز ولنتاين به اين فكر خواهم كرد كه او به چه كس فكر ميكنه ! روز ولنتاين هديه ائي مي گيرم كه فقط به قصد تو خريدم ليكن جرات هديه دادنش را ندارم ! چرا ؟ چون مي ترسم همين روياهاي خيسو نمناك رو هم ازم بگيري ! اري مي بيني كه روياهايت هم برايم ارزشمندند !!!
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست
نوشته شده توسط ميلاد در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 8:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از بچگي هم جاي دنج رو دوست داشتم ! و در عين حال سركشي به حريم خصوصيم را بزرگترين جرم ميدونستم واقعا خيلي اذيت ميشم اگه بفهمم چيزي رو كه نمي خواستم جز خودم كسي بدونه كسي متوجه شه ! خوب ؟ بد ؟ نمي دونم اينجوريام ديگه ! اين وبلاگ قرار بود ايجاد بشه براي يك سايت در واقع بشه وبلاگ اون سايت يا يه طورائي وبلاگ موسس اون سايت ! بيش از اينكه براي راه اندازيه سايتم عجله داشته باشم براي اين وبلاگ عجله داشتم .......
البته ديگه چيزي به راه اندازيه اون سايت هم نمونده اون يكم تخصصيه ( حسابداري ) اين هم ادرسش ( اينجا )
ادم بعضي وقتا از رسمي بودن خسته ميشه ! حالا فرض كنيد منم خسته شدم !!! ديگه براي امروز چيزي ندارم و لي براي بعده ها خيلي چيزا دارم اين شعر هم كه چند روزيه دائما تكرارش ميكنم تقديم به همتون خييلي بيت هاش رو دوست ندارم منتها خيلي ديگه هاشو واقعا حس ميكنم يه طورائي با منطق جور در مياد اين شعر از "هيچكس " هست نميخواين بگين كه نميشناسينش ؟ نظرم راجع بهش اينه كه واقعا زيبا كلمات رو در جاي خودشون بكار ميبره
خودتون ميدونين اين شعري كه در مورد تهران خونده واقعا زيباست ( البته به جز ابياتي كه توهين ميشه ) يه قسمتيش كه من خيلي دوسش دارم رو در زير براتون ميارم و ديگه امروز هم از همتون خداحافظي ميكنم
"" در پناه حق ""
" دليل چرخش زمين نيست جاذبه " " پوله كه زمينو مي چرخونه جالبه "
نوشته شده توسط ميلاد در شنبه سیزدهم بهمن 1386 ساعت 5:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

به نام خدا
ضمن عرض سلام و خوش امدگوئي به عرض ميرسانم اين وبلاگ جائيست ئنج براي ابراز تفكرات و دردودل هاي من
mytenet = پايه ي تفكرات من
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
| provided by hit-counter-download.com |